افسردگی و علل آن

گروه علمی: افسردگی علائمی
چون احساس غمگینی، شکست ، ناراحتی و کلافگی، هیجان و استرس، بی‌علاقگی به همه چیز و
گاه همه‌کس مشخص می‌شود؛ در واقع بیمار با بیان این علائم، ناراحتی خود را بروز
می‌دهد.

علائم
از دست دادن علاقه و ناتوانی
در لذت‌بردن، احساس ناامیدی، بی‌حالی و خستگی، بی‌خوابی، اندیشیدن به مرگ یا
خودکشی، بی‌قراری، اقدام به خودکشی، زودرنجی، احساس گناه، بی‌ارزشی، خواب ناراحت و
یا زیاد، فقدان علاقه یا لذت از سرگرمی‌ها و فعالیت‌هایی که سابقا" برای فرد
لذت‌بخش بوده‌اند؛ شامل بی‌انگیزگی، اشکال در تمرکز، دیوانگی یا شیدایی، شادی غیر
طبیعی یا بیش از حد، اندیشه‌های بزرگ غیر طبیعی، احساس گناه شدید به‌خاطر وقایع
بی‌اهمیت یا خیالی، سردردها، اختلالات گوارشی، یک‌باره به گریه‌افتادن بدون توضیح
مشخص، مشکل در تصمیم‌گیری، رفتارهای اجتماعی نامناسب، خوشحالی ناگهانی پس از احساس
نومیدی طولانی مدت، گوشه‌گیری از خانواده و دوستان، عدم توجه به ظاهر
خود.

علل
و دلایل

  • فشارهای عصبی: وقایع پراسترس زندگی به‌ویژه از دست دادن یا ترس از
    دست‌دادن یک فرد محبوب یا شغل می‌تواند محرک افسردگی باشد.
  • عوامل اجتماعی: نارضایتی از جامعه و عوامل روانی مرتبط با اجتماع نیز
    می‌توانند در افسردگی نقش داشته باشند.
  • شخصیت: صفات شخصیتی خاص مانند: اعتمادبه‌نفس پایین و وابستگی شدید،
    بدبینی و حساسیت در برابر فشارهای عصبی می‌تواند فرد را مستعد افسردگی نماید.
    شخصیتی وسواسی، منظم و جدی، کمال‌گرا و شدیدا" وابسته نیز احتمال ابتلا به افسردگی
    را افزایش می‌دهند.
  • ارث: محققین چند ژن که ممکن است با اختلالات دو قطبی مربوط باشند را
    مشخص کرده‌اند، آنان به‌دنبال ژن‌هایی می‌گردند که با سایر شکل‌های افسردگی مرتبط
    باشند. اما همه‌ی افرادی که سابقه‌ی فامیلی افسردگی را دارند به این اختلال دچار
    نمی‌شوند.
  • اعتیاد: الکل، نیکوتین و سوء مصرف مواد مخدر؛ کارشناسان تصور می‌کردند
    افراد افسرده الکل، نیکوتین و داروهای تغییردهنده‌ی خلق را به‌عنوان راهی برای کاهش
    افسردگی استفاده می‌کنند، اما در واقع استفاده از این مواد می‌تواند با افسردگی و
    اختلال اضطرابی مرتبط باشد.
  • داروها: استفاده‌ی طولانی‌مدت از برخی داروها مانند داروهایی که جهت
    کنترل فشار خون استفاده می‌شوند، قرص‌های خواب یا قرص‌های پیش‌گیری از بارداری
    می‌توانند علائم افسردگی را در بعضی افراد ایجاد کنند. مصرف قرص‌های ضد بارداری
    تأثیر مستقیم در افسردگی زنان دارد.
  • بیماری‌ها: ابتلا به یک بیماری مزمن، مثل بیماری قلبی، سکته‌ی مغزی،
    دیابت، سرطان یا آلزایمر باعث می‌شود که فرد در خطر بیش‌تری برای افسردگی قرار
    گیرد. در بسیاری از افرادی که حمله‌ی قلبی داشته‌اند اتفاق می‌افتد. افسردگی درمان
    نشده می‌تواند شما را در خطر بیش‌تری برای مرگ در سال‌های اول پس از سکته‌ی قلبی
    قرار دهد. ابتلا به کم‌کاری تیروئید حتی اگر خفیف باشد هم می‌تواند باعث بروز
    افسردگی شود.
  • شکست در زندگی: شکست در کار، ازدواج یا روابط با دیگران، مرگ یا فقدان
    یکی از عزیزان، از دست دادن یک چیز مهم مثل کار، خانه، سرمایه، تغییر شغل یا نقل
    مکان به مکانی جدید، انجام بعضی از اعمال جراحی مثل برداشتن سینه به علت سرطان، گذر
    از یک مرحله از زندگی به مرحله‌ای دیگر مثلا" یائسگی یا بازنشستگی
  • درمان: یک رژیم غذایی طبیعی و متعادل، خردکردن کارهای بزرگ به کارهای
    کوچک، حق تقدم برای برخی از کارها، ورزش، رفتن به سینما یا شرکت در مراسم مذهبی،
    اجتماعی صحبت و هم‌نشینی با دوستان و خانواده، خودداری از مصرف الکل، برخورداری از
    رژیم غذایی متعادل و کم‌چرب، مثبت‌اندیشی، تماشای فیلم‌های شاد و کمدی، مسافرت،
    شرکت در فعالیت‌هایی که می‌تواند احساس بهتری برای شما به‌وجود بیاورد.

افسردگی
دو‌قطبی چیست؟

درمان افسردگی به روش‌های دارو‌درمانی،
روان‌درمانی و در موارد خاص با الکتروشوک انجام می‌شود. با این‌وجود نوع خاصی از
افسردگی وجود دارد که اگر به‌درستی تشخیص داده نشود ممکن است درمان با داروهای رایج
ضد افسردگی باعث بدتر شدن علائم بیمار شود. این نوع خاص همان افسردگی دو‌قطبی یا
اختلال دو‌قطبی است. این افراد دارای سابقه‌ی دوره‌ی شیدایی خفیف یا شدید هستند که
جستجوی دقیق‌تر تاریخ‌چه‌ی زندگی آن‌ها برای تشخیص صحیح ضروری است.

در
دوره‌ی شیدایی، فرد یا دارای روحیه‌ای بسیار شاد است و یا بسیار عصبانی یا پرخاش‌گر
می‌باشد. در حالت اول، شادی یا نشاطی در فرد دیده می‌شود که به‌طور معمول از او
انتظار نمی‌رفته است و به‌نظر سایر افراد غیر عادی به‌حساب می‌آید. در حالت دوم فرد
خیلی زود عصبانی می‌شود و گاه ممکن است به رفتارهای خطرناکی دست بزند، در هر یک از
این دو حالت، فرد دچار نشانه‌هایی مانند موارد زیر می‌شود؛ افزایش اعتمادبه‌نفس،
کاهش نیاز به خواب، پرحرفی، پرش افکار، افکار سبقت‌گیرنده، پرت شدن حواس، افزایش
فعالیت‌ها، انجام بیش از حد کارهای لذت‌بخش که ممکن است عواقب بدی درپی داشته
باشد.

از طرف دیگر دوره‌ی شیدایی ممکن است به‌قدری دردسرساز باشد که باعث
شود خانواده، بیمار خود را برخلاف میل او نزد روان‌پزشک بیاورند. در این حالت ممکن
است بیمار دچار پرخاش‌گری بسیار شدید، توهمات (مثلا" صداهایی بشود که دیگران قادر
به شنیدن آن‌ها نیستند یا چیزهایی ببیند که دیگران نمی‌بینند) و اعتقادات عجیب و
محکم و نادرست (مثلا" اعتقاد به این‌که از هر نظر از همه برتر است و یا اعتقاد به
این‌که افرادی می‌خواهند او را از بین ببرند یا اموالش را تصاحب کنند)
باشد.

بنابراین بعضی از بیماران افسرده در دوره‌ای از زندگی خود دچار شیدایی
بوده‌اند که تشخیص آن بسیار مهم است. به بیماری افراد افسرده که دارای سابقه‌ی
شیدایی هستند، اختلال دوقطبی یا «افسردگی دوقطبی» گفته می‌شود. خوشبختانه درمان‌های
بسیار مؤثری برای بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی وجود دارد ولی نکته‌ای که همیشه
باید به یاد داشته باشند این است که شیوه‌ی درمان این اختلال بسیار متفاوت از درمان
افسردگی ساده است و مصرف خودسرانه‌ی داروهای ضد افسردگی بدون مراجعه به روان‌پزشک
می‌تواند باعث بدتر شدن علائم و نیز بدتر شدن سیر بیماری شود.

/ 0 نظر / 7 بازدید